القاضي سعيد القمي
مقدمه 6
اسرار العبادات و حقيقة الصلوة ( فارسى )
كنى اين خدمت را فرمود به نيت عبوديت ومقر ومعترف بودن بر وحدانيت ومعبوديت أو گفت بچه روى بقبله آرى فرمود بسه فريضة ويك سنت توجه بقبله ونيت وتكبيرة الاحرام فريضهاند ودست برداشتن نزديك أو سنت گفت تكبيرات نود است پنج از آن فريضة وباقي سنت گفت برهان نماز چيست فرمود نظر كردن در حال قيام به سجدگاه وباقي بر وجهي كه مذكور شد گفت تحريم نماز چيست فرمود تكبير گفت تحليلش چيست فرمود سلام گفت جوهرش چيست فرمود تعقيب گفت تماميتش به چيست فرمود صلوات بر محمد وآل محمد گفت سبب قبولش چيست فرمود كه ولايتنا والبراءة من أعدائنا گفت هيچ حجت نگذاشتى كسى را بر خود پس برخاست وگفت اللّه اعلم حيث يجعل رسالته « 1 » ولى في الهوى علم تجل صفاته * فمن لم يفقهه الهوى فهو في جهل [ صوفيان واسرار ] « 2 » 2 - صوفيان كه رياضتهاء قوى كرده باشند وشهوتها از پيش برگرفته مدتي مديد در خلوت نشسته وروى بكلمة اللّه آورده ودر مراقبت دل آنقدر كوشيده كه جز ذكر خداى در همه أحوال بر دل ايشان چيزى نگذرد وهشياران را بسيار أحوال نيكو كشف شده باشد واسرار ملكوت گشاده وبه درجه أصحاب كرامت رسيده واز غيب خبر دهد وراست آيد وهمت اگر در بيمارى نهند نيكو شود واگر همت بر هلاك دشمن نهند هلاك شود إبليس آنجا حسد برد همه اسرار شريعت بديشان نمايد مگر يك سر وآن سر همانست كه از أو هم پوشيده بود تا بدان سبب آدم را سجده نكرد اما آن سرّ كه بر ايشان آشكار كند گويد مقصود از ترك معصيت آنست كه شهوت شكسته شود وصفات بشريت زير دست آيد تا مرد را از خداى باز ندارد ومقصود ديگر آنست كه ذكر حق بر دل غالب شود ودل از ظلمات بشريت بذكر خدا صافي شود تا حقيقت معرفت أو را حاصل آيد پس ورزيدن شريعت هم راهى است به كعبه وصال وكسى كه به كعبه رسيده باشد
--> ( 1 ) - از تفسير خطى قديمى در كتابخانه ملك ( 2 ) - نامهء يكى از عرفاست برادر شمس الدين بداند